بی معرفت جان... یادت هست روز اول آشنایی مان... با هم دست دادیم و هر کدام قول دادیم که مرد و مردانه تا آخر این قصه عشق بمانیم.... مرد رویاهای من... نامردی کردی در حق من ... بی انصافی کردی ... اصلا میدانی... همان روزی که با هم دست دادیم و قول مردانه تو دست هایت مردانه بود ولی... ولی من قول هایم مردانه...
از آخرین باری که اینجا اومدم و نوشتم 6 ماهی میگذره که اون موقع ظاهرن نوشتم ولی پاک شده.امروز اومدم و تصمیم گرفتم بازم بنویسم.تا اگه اشتباهی تو این روزا میکنم ثبت بشه و بعدن واسم عبرت شه...
الان که دار